خلاصه قسمت اول پرنسس جامیونگ گو (جومونگ ۳)
ابتدای سریال پادشاه دائه موشین (موهیول) رو میبنیم که سربازانش رو جمع کرده که به کشور ناک رانگ حمله کنند. دائه موشین (لقب موهیول) بعد از این، می رویم به یک سال بعد – زمانی که کشور ناک رانگ توسط گوگوریو نابود شده هودونگ پسر موهیول که حالا حسابی بزرگ و نیرومند شده در حال تمرین رزم با زیردستاشه که در چند حرکت فوق العاده اونها رو تار و مار میکنه! خب به هر حال نتیجه جومونگه دیگه و خون جومونگ تو رگهاشه!
در پایگاه نظامی باقیمانده های کشور ناک رانگ خبر میرسه که هودونگ قراره بره بر سر مزار لاهی و اونها نیز بلافاصله نقشه به دام انداختن هودونگ رو میکشند
در داخل پایتخت گوگوریو، شعبده بازان در حال باز آوری داستان عشق ناک رانک به شاهزاده هودونگ هستند و در کل با لحن تمسخر آمیزی این موضع رو برای مردم بازگو میکنند.
این اخبار مربوط به شعبده بازان به گوش سول سو (همسر پادشاه موهیول) میرسه و اونم که از خداشه تا هودونگ یه جورایی ضربه ببینه و از چشم پادشاه بیفته تا پسر خردسال خودش ولیعهد بشه.به موهیول خبر میرسونند که قوم ناک رانگ به جز لا-هی یک پرنسس دیگر داشته که الان زندست و از این جور حرفها که موهیول تعجب میکنه و یهویی ملکه (سول سو) از راه میرسه و میگه بهتره بری و از پسر جون جونیت بپرسی تا همه چی رو واست توضیح بده! موهیول هم تعجب میکنه و دستور میده که هودونگ رو صدا بزنند و نزد او بیاورند.
که در ادامه ببینید که ملکه چه جوابی رو به شاه موهیول میده با این حرف موهیول بیشتر عصبانی میشه و فریاد میزنه که هر چه سریعتر موهیول رو بیاورید نزد من!هودونگ هم که بر سر قبر لا-هی نشسته و در این حین داره به این موضوع فکر میکنه که با احساسات لا-هی بازی کرده و با اینکه دوستش نداشته اما به دروغ وانمود کرده که دوسش داره تا از عشق اون اسنفاده کنه و اون طبل رو نابود کنه. خاطرات گدشته رو داره تو ذهنش مرور
در همین حس و حاله که شورشیان ناک رانگ بهش حمله میکنند و دورش را میگیرنددر این لحظه بود که اونا با هودونگ می جنگیدند و خلاصه شرایط داشت واسه هودونگ خیلی سخت می شد. که در این حین رهبر شورشیان اومد و هودونگ هم با عصبانیت به اون گفت که… که فرمانده شورشیان هم در جواب بهش میگه که…سپس فرمانده دستور میده که هودونگ رو بگیرند و اینجا هودونگ با زیرکی هر چه تموم تر و با استفاده از هنرهای رزمی بسیار خوبش از دستشون فرار میکنه.
وقتی که هودونگ به گوگوریو بر میگرده وزیرا بهش خبر میدند که پادشاه کارت داره و این روزها باید خودت رو محکمتر نشون بدی و چونکه ولیعهد شدنت نزدیکه بعضی ها میخوان نابودیت رو ببینند. وقتی که هودونگ به حضور پادشاه میره میبینه که ملکه و پسرش که برادر ناتنی هودونگ میشه اونجا هستند. برادر کوچیکه وقتی که هودونگ رو می بینه میره پیش هودونگ و هودونگ هم اونو بغل میکنه که در این لحظه خودتون ببینید ملکه چی میگه!
و بعد هودونگ واسه اینکه از این حرف ملکه ناراحت میشه و میخواد کمی هم ملکه رو اذیت کنه برادرش رو عمدا رو به هوا پرتاب میکنه و بعد میگیره.
ملکه که به شدت عصبانی شده مرتب بر سر هودونگ فریاد میزنه و همین باعث میشه که صدای پادشاه هم دربیاد و اونم به هودونگ گیر میده.
بعدش پادشاه به همه از جمله ملکه دستور میده که اتاق رو ترک کنند و میگه که فقط هودونگ بمونه. ملکه هم میره یه سری حرف مفت به هودونگ میزنه و بعدش از اتاق میره بیرون. وقتی همه بیرون رفتند هودونگ از پادشاه خواهش میکنه که به مردم ناک رانگ رحم کنه و اونا رو مورد اذیت قرار نده. (سرزمین ناک رانگ توسط گوگوریو نابود شده و مردمش به بردگی گوگوریو در آمده بودند) پادشاه با این موضوع به شدت مخالفت میکنه و میگه تو باید طرز تفکرت رو عوض کنی و به فکر خدمت به کشور و ملتت باشی. بعدش پادشاه از شایعات مربوط به هودونگ و پرنسس کشور ناک رانگ میگه و خلاصه بدجوری از دست هودونگ عصبانیه. بعدش به هودونگ میگه که شنیدم پرنسس دیگر قوم ناک رانگ (پرنسس جامیونگ گو که هودونگ به شدت عاشق اوست) هنوز زنده است و در صورتی تو رو ولیعهد میکنم که بری و اونو بکشی و سرش رو از تنش جدا کنی! هودونگ با این حرف شوکه میشه و میگه که نمیتونه این کارو بکنه.
اما پادشاه به اون میگه که اگه یه پسر تفکراتش مخالف شاه باشه از یه دشمن سیاسی هم برای شاه و ملتش بدتره و بعد میگه که تو در آینده پادشاه هستی و باید به فکر ملتت باشی. اینجا بود که هودونگ دیگه مجبور میشه حرف پادشاه رو قبول کنه و پادشاه هم واسه کشتن پرنسس جامیونگ گو یک شمشیر به هودونگ میده.پرنسس جامیونگ گو هم در زیرزمین یک شعبده باز در گوگوریو مخفی شده و اونم به انتظار این نشسته که هودونگ رو تنها گیر بیاره و اونو بکشه. با اینکه پرنسس جامیونگ عاشق هودونگه اما باید برای گرفتن انتقام ملتش با هودونگ و گوگوریو بجنگه.
عمه هودونگ همراه با شوهرش برای تماشای برنامه شعبده بازان که یک نمایش عروسکی است به یه محله دیگه میرند. نمایش در مورد داستان پرنسس لاهی و شاهزاده هودونگه که به طرز طنز آمیزی این داستان رو به نمایش در می آورند. از طرفی پرنسس جامیونگ گو هم در زیرزمین همین شعبده باز مخفی شده و صدای نمایش هم به گوشش میرسه. در حینی که شعبده بازان در حال اجرای نمایش عروسکی هستند یه نفر میاد و بهشون خبر میده که شاهزاده هودونگ به اینجا اومده!
شعبده بازها هم که می ترسند که نکنه هودونگ شنیده باشه که اونا در مورد داستان او و پرنسس لاهی نمایش اجرا کردند و اومده که اونا رو بگیره، شروع میکنند به هورا کشیدن برای شاهزاده هودونگ! در این لحظه پرنسس جامیونگ گو هم که در زیرزمین مخفی شده صدای مردم رو میشنوه و اونم در این فکره که شاید هودونگ مکان مخفی شدنش رو فهمیده و خودش رو آماده میکنه که با هودونگ مقابله کنه.
و این درحالیه که شاهزاده هودونگ فقط برای دیدن نمایش به این مکان اومده. خلاصه اینکه اتفاق خاصی اینجا نمی افته نمایش ادامه پیدا میکنه و پرنسس جامیونگ هم در زیرزمین داره به نمایش گوش میده و اتفاق هایی که قبلا افتاده به ذهنش میاد و اینجاست که سریال فلش بک میخوره به یک سال قبل زمانی که ناک رانگ هنوز توسط گوگوریو شکست نخورده بود. جامیونگ با پدرش در حال صحبت کردنه و پدرش در مورد حمله ای که قراره بهشون بشه با جامیونگ صحبت میکنه.
در اون زمان طبل مخصوص جامیونگ گو شهره عام و خاص بوده و موهیول پادشاه گوگوریو هم تصمیم میگره خودش شخصا قدرت اعجاب انگیز این طبل رو ببینه.(طبل جامیونگ گو طبلی بوده که زمانی که دشمنان به ناک رانگ حمله می کردند این طبل خود به خود به صدا در می اومد) بعد از اینکه موهیول پی به قدرت فوق العاده این طبل می بره عصبانی میشه و می فهمه که با وجود این طبل نمی تونه بر کشور ناک رانگ پیروز بشه. در اون موقع است که هودونگ با فشاری که پدر و وزیران بهش میارن تصمیم میگیره برای کمک به پدرش برای نابودی قوم ناک رانگ از لاهی استفاده کنه و خوب میدونه که لاهی دلباخته، حاضر به انجام هر کاری برایش خواهد شد.
لاهی به هودونگ میگه که بیا با هم باشیم و من تو رو خیلی دوست دارم و بدون تو نمیتونم زندگی کنم که هودونگ در جواب بهش میگه که اگر واقعا عاشق منی و میخوای با من باشی طبل جامیونگ گو رو خراب کن! لاهی عاشق و دلباخته هم پیشنهاد هودونگ رو قبول میکنه و به هودونگ میگه که به خاطر تو طبل جامیونگ گو رو نابود میکنم حتی اگه مجبور بشم به ملت و پدرم خیانت کنم! لاهی به محافظین طبل حمله میکنه و اونا رو میشکه….از اینکه وارد میشه و میخواد طبل رو نابود کنه پرنسس جامیونگ (خواهرش) از راه میرسه.جامیونگ به لاهی میگه که…
لاهی هم در جواب میگه که شاهزاده هودونگ به من قول داده که اگه طبل رو نابود کنم گوگوریو ملت برادر ما خواهد شد و ما زیر دست گوگوریو خواهیم شد و اونا کاری با ما ندارندپرنسس جامیونگ در جواب میگه که… در این حین جنگ سختی بین این دو خواهر شکل می گیره در یک حرکت غافلگیر کننده جامیونگ لاهی رو به زمین میندازه اما اونو نمیشکه و بهش میگه اجازه میدم که پدرمون درباره تو صمیم بگیره و همین که بلنه میشه و میخواد بره لاهی از پشت یه تیر سمی رو بهش میزنه که البته چون جامیونگ یه جورایی جاخالی زد فقط یه خراش کوچیک به جامیونگ وارد میشه اما بعدش لاهی میگه که اون تیر سمی هست و تا یه مدت دیگه تو میمیری.
در این وضعیت سربازان گوگوریو هم لب مرز آماده هستند تا زمانی که پرنسس لاهی طبل رو نابود کرد اونا هم حمله رو شروع کنندجامیونگ با اینکه تیر سمی خورده بود باز هم به لاهی حمله میکنه و باز هم اونو به دام میندازه و بهش میگه که این بار دیگه ازت نمیگذرم در این هنگام لاهی بهش میگه که تو هم هودونگ رو دوست داری مگه نه؟ و اگه این طبل رو نابود نکنیم برای هودونگ بد میشه و خلاصه با این حرفها با ذهن جامیونگ بازی میکنه و یه یکدفعه چاقویی رو که روی سرش مخفی کرده بود رو بر سینه جامیونگ فرو میبره و جامیونگ هم به زمین می افته و سپس لاهی به جامیونگ میگه که…
چائه ری پدر جامیونگ و لاهی هستش که اون زمان ژنرال چپ پادشاه ناک رانگ بوده پادشاه عیاش ناک رانگ هر وقت دلش می خواست افرادش رو به شهر می فرسته و شهر رو تصرف میکنه! موهاسو ” مادر جامیونگ هستش که هنوز جامیونگ در رحم اوست و به دنیا نیومده.پادشاه حتی وقتی که در شهر عبور میکنه به اونم طمع میکنه و میخواد اون رو هم از آن خودش کنه که وزیرانش بهش میگند که اون زن چائه ری (ژنرال چپ) هستش! و بعدش پادشاه هم میره.
بعدش با یه پرش بلند در جلوی چشمان جامیونگ با شمشیرش طبلی رو که سنبل قدرت و عزت کشورش هست رو پاره میکنه. این قسمت بسیار زیبا و تکان دهنده است. اینجا قسمت اول این سریال تموم میشه و در قسمت بعدی باید دید که چه بر سر این دو پرنسس خواهد آمد و بعد از نابودی طبل جامیونگ گو، چه اتفاقات دیگری افتاده است؟
خلاصه قسمت اول سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت سوم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت چهارم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت پنجم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت ششم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت هفتم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
