خلاصه قسمت هفتم سریال افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
هودونگ داشت با ژنرال تمرین میکرد اما اینجا خودش داره سخت تمرین میکنه تا یک شمشیرزن عالی بشه و دوباره داره با ژنرال تمرین مبارزه میکنه که از اینجا به بعد هودونگ بزرگ تر میشه و قدرت مند تر و اینجا هودونگ با یک حرکت چرخشی رو هوا شمشیر ژنرال رو به هوا پرتاب میکنه ژنرال هم خیلی متعجب میشه و عمه اش خیلی خوش حال میشه و هودونگ رو تشویق میکنه ژنرال هم میگه این خیلی زیاده که همه انرژیمو ازم میگیرین. هودونگ هم بخاطر زحمات استادش ازش تشکر میکنه اما اینو میشناسید؟؟ درسته خودشه جامیونگ هست که داره با گروهش تمرین میکنه اون طرف هم موهیول سولسو رو احضار کرده تا یک کاری بهش واگذار کنه موهیول هم با یک زن دیگه شب رو سپری کرده و تا سولسو میاد این زنه که با موهیول بوده میره و جلوی سولسو زانو میزنه و تقاضای بخشش میکنه موهیول هم میگه که سولسو بیاد و این زن بره و به سولسو میگه تو باید با این پارچه یک لباس برای شاه ناگ ناگ بدوزی و سولسو میگه میخوای منو خیاط دربار کنی؟ که موهیول میگه اگه این پوشیده بشه بین چوئی ری وانگ دین یکی خواهد مرد و این کار توسط ملکه گوگوریو امکان پذیر است و سولسو هم شروع میکنه به دوختن اما در ناگ ناگ هم جاشیل اومده پیش چوئی ری و درباره حکومت کردن باهاش بحث میکنه و بعد میره پیش پیشگو و میخواد اون نشونه ای که پیشگو بهش داده بود رو پس بده که پیشگو میگه این نزد خودتون بمونه و جاشیل هم به پیشگو یک دارویی بهش میده تا خودکشی کنه و چوئی ری هم میگه ما اینجا زندگی نمیکنیم و پیشگو هم این دارو رو به یوهان میده اما یوهان قبول نمیکنه فردا اون روز همه افراد یوهان رو میبرن پیش دوتا ژنرال ها و وانگ دین با تیر و کمان و سه تیر یوهان رو میکشه و ژنرال بی رحمش رو هم فلج میکنه و رو صورتش یک زخم میزاره و پیشگو هم خود کشی میکنه افراد چوئی ری هم میرن و از وانگ دین بخاطر کارهاش شکایت میکنن و میگن وانگ دین افرادش رو پیش خودش نگه داشته و ما باید افراد با تجربه خودمون رو برای مرز بفرستیم چوی ری هم میگه ما فعلا باید صبر کنیم وانگ دین هم داره میره خونش که تو راه مردم براش تعظیم میکنن و یک نفر ماد و به عنوان شاه به وانگ دین تعظیم میکنه و میره خونه پیش زنش و کمی با هم شوخی میکنن و زنش درباره شاه شدن با اون صحبت میکنه و میگه تو باید چوئی ری و جاشیل و لاهی رو بکشی زنش هم بهش میگه تو باید چوئی ری و جاشیل و لاهی رو بکشی و اون طرف یکی از افراد چوئی ری میاد و بهش میگه تو به من قول دادی ناگ ناگ رو آزاد کنی و شاه بشی و حالا باید به قولت عمل کنی پس وانگ دین رو بکش که چوئی ری هم تو فکر فرو میره.
خلاصه قسمت اول سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت دوم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت سوم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت چهارم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت پنجم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳
خلاصه قسمت ششم سریال کره ای افسانه شاهزاده جامیونگ گو(Princess Ja Myung Go) – جومونگ ۳



جرا بقیه خلاصه رو نمی ذارید