کتاب خاک‏های نرم کوشک – نوشته سعید عاکف

شناسنامه کتاب خاکهای نرم کوشک

  • نام کتاب: خاکهای نرم کوشک
  • نویسنده: سعید عاکف
  • نوبت چاپ: نود و هفتم، آذرماه ۱۳۸۸
  • شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه؛
  • تیراژ تا کنون: ۳۲۰٫۰۰۰ نسخه
  • انتشارات: ملک اعظم
  • از حالت فروش خارج شد.
کتاب خاک های نرم کوشک – نوشته سعید عاکف

کتاب خاک های نرم کوشک – نوشته سعید عاکف

فهرست عناوین کتاب خاکهای نرم کوشک

  • مقدمه چاپ سوم
  • زندگینامه
  • بهترین دلیل
  • ویلای جناب سرهنگ
  • فاطمه ناکام برونسی و راز آن شب
  • تنها مسجد آبادی
  • سفر به زاهدان
  • سرمازده
  • آب دهان هُدهُد
  • حکم اعدام
  • قرعه‏کشی
  • حربه
  • فرشته واقعی
  • خانه استثنایی
  • نذر فی سبیل‏الله
  • نمره تک
  • عملیات بی‏برگشت
  • عنایت ام ابیها، سلام الله علیها
  • صف غذا
  • انگشتر طلا
  • آخرین آرزو
  • گروهان آر پی جی‏زن‏ها
  • نسخه الهی
  • حاجی را سلام برسانید
  • سخنرانی اجباری
  • زن من و صد حوریه
  • خاطره تپه ۱۲۴
  • شهردار
  • حالی برای نماز
  • میوه، برای همه
  • پرستیژ فرماندهی
  • خاکهای نرم کوشک و یادگار برونسی
  • فرماندهی، بی‎لطف
  • فانوس
  • لطف امام هشتم (سلام الله علیه)
  • یک قطره اشک
  • هزینه سفر حج
  • هدیه‏های شخصی
  • شمع بیت‏المال
  • ماشین لباسشویی
  • سهم خانواده من
  • شرایط سخت
  • جعبه‏های خالی
  • اتاق خصوصی
  • اورکت نو
  • بعد از عملیات
  • گلایه
  • غرض و مرض
  • عشق به فرزند
  • خودنبینی
  • یک مسئولیت کوچگ
  • عمل و عملیات
  • مکاشفه
  • نزدیک پل هفت دهانه
  • تربیت صحیح
  • یک توسل
  • شاخکهای کج شده
  • اولین نفر
  • آخرین نفر
  • ارتفاع نارنجکی
  • شیرین‏تر از عسل
  • تک‏وَرها
  • صحرای وانفسا
  • کفن من
  • پیشانی زندگی
  • چهارراه خندق
  • قبر بی‏سنگ
  • خداحافظ پدر
  • گردان آماده
  • آن شب به یادماندنی
  • وصلت
  • نظر عنایت شهید

درباره کتاب خاکهای نرم کوشک

این کتاب خاطرات همسر و دوستان شهید عبدالحسین برونسی را درباره ایشان نقل می‌کند. و پرفروش‌ترین کتاب در زمینه دفاع مقدس و جنگ هشت ساله تبدیل شده ‌است.این کتاب تا دی ماه ۱۳۸۸ به چاپ یکصدم و تیراژ کلی ۳۲۹۰۰۰ نسخه رسیده‌است.
در ۲۶ خرداد ۱۳۸۵، سید علی خامنه‌ای رهبری جمهوری اسلامی در سخنانی به تعریف و تمجید از این کتاب پرداخته و خواندن آن را توصیه کرد و ضمناً آن را دارای ظرفیت‌های زیادی جهت پیاده شدن در عرصه هنری دانست.

قسمتی از کتاب خاک های نرم کوشک

یک ساعتی مانده بود به اذان صبح. جلسه تمام شد. آمدیم گردان. قبل از جلسه هم رفته بودیم شناسایی.تا پام رسید به چادر، خسته و کوفته ولو شدم روی زمین. فکر میکردم عبدالحسین هم می خوابد. جورابهاش را در اورد. رفت بیرون! دنبالش رفتم.
پای شیر آب ایستاد. آستینها را داد بالا و شروع کرد به وضو گرفتن.بیشتر از همه ما فشار کار روی او بود. طبیعی بود که از همه خسته تر باشد. احتمالش را هم نمیدادم حالی برای خواندن نماز شب داشته باشد.
خواستم کار او را بکنم حریف خودم نشدم. فکر این را می کردم تا یکی دو ساعت دیگر سر و کله فرمانده ی محور پیدا می شود. آن وقت باید باز می رفتیم دیدگاه و می رفتیم پشت دور بین. خدا میدانست کی برگردیم. پیش خودم گفتم: بالاخره تو بیست و چهار ساعت، احتیاج به یه استراحتی داره که.
رفتم تو چادرو دراز کشیدم. زود خوابم برد.
اذان صبح آمد بیدارمان کرد. بلند شدم و پلکهام رو مالیدم. چندلحظه ای طول کشید تا چشمهایم باز شد به صورتش نگاه کردم. معلوم بود مثل هر شب، نماز باحالی خوانده است.

فرمایشات مقام معظم رهبری درباره این کتاب در جمع فیلمسازان و کارگردانان سینما و تلویزیون  تاریخ: ۲۶/۳/۱۳۸۵

الآن چند سالی است که کتاب‌هایی دربارۀ سرداران و فرمانده‌هان باب شده و می‌نویسند، من هم مشتری این‌ها هستم و می‌خوانم. بعضی از اینها را خودم می‌شناختم. آنچه درباره‌شان نوشته شده، روایت‌های صادقانه و بسیار تکان دهنده است. آدم می‌بیند برخی از این شخصیت‌های برجسته، حتی در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛ این اوستا عبدالحسین برونسی، قبل از انقلاب یک بنا بود و با بنده هم مرتبط بود. شرح حالش را نوشته‌اند. من توصیه می‌کنم و واقعا دوست می‌دارم شماها هم بخوانید. اسم این کتاب خاک‌های نرم کوشک است. قشنگ هم نوشته شده است.

مقدمه نویسنده بر کتاب خاکهای نرم کوشک

آدمی چون نور گیرد از خدا                 هست مسجود ملائک ز اجتبا
چند روزی قبل از عملیات بدر بارها شهید برونسی ، به مناسبت های مختلف از شهادتش در عملیات قریب الوقوع بدر خبر می دهد. گاهی آنقدر مطمئن حرف میزند که می گوید : اگر من در این عملیات شهید نشدم در مسلمانی ام شک کنید! و از آن بالاتر که به بعضی ها ، از تاریخ و از محل شهادتش نیز خبر میدهد که چند روز بعد نیز همان طور هم مشود.
از این دست وقایع اعجاب آور در زندگی شهید برونسی بارها وبارها رخ داده است.آنچه ما را به تامل درزندگی این بزرگوار وامیدارد رمز همین موفقیت های بسیارش است در زمینه های مختلف.
درظاهر امر او کارگری بنا است که در دوران قبل از انقلاب رنج و شکنجه ی بسیاری را در راه اسلام تحمل میکند؛ودر دوران بعد از انقلاب هم که زمینه برای رشد او مهیا میشود چنان لیاقتی از خود نشان میدهد که زبانزد همگان میگگرد و نامش حتی به محافل خبری استکبار جهانی نیز کشیده میشود و سردمداران کفر بر سر او جایزه تعیین میکنند.
اما در باطن امر موردی که قابل تامل است و میتوان به عنوان رمز موفقیت ودر واقع رمز رستگاری او نام برد؛ عبودیت و بندگی بی قیدو شرط آن شهید والامقام است در مقابل حق و حقیقت.
همین تسلیم محض بودن او بر درگاه مقدس و ملکوتی امام زمان (عج) و پیروی خالصانه و صادقانه اش او را چنان مورد عنایت و لطف آن حضرت و اهل بیت عصمت و طهارت(صلوات الله علیهم اجمعین) قرار میدهد که نتیجه اش میشود برای آفرینش آن شگفتی ها.
اهل کفر و نفاق هیچگاه نخواستند این حقیقت را در مورد افرادی این چنین و هم درمورد انقلاب و نظام ما درک کنند؛ و تا هنوز نیز نفهمیده اند که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بیمه شده ی قدرت و نیروی لایزال الهی ایست که از برکت آن تاکنون تمام نقشه ها و حربه های آنان بی اثر و محکوم به شکست کردیده است. …

سعید عاکف(نویسنده کتاب خاک های نرم کوشک)

زندگینامه شهید عبدالحسین برونسی

در سال ۱۳۲۱ در روستای «گلبوی کدکن» از توابع تربت حیدریه قدم به عرصه ی هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشات میگرفت که در فرمایش «الست بربکم» مردانه و بی هیچ نفاق ندا در داد«بلی»؛عبدالحسین.
روحیه ی ستیزه جویی با کفر و طاغوت از همان کودکی با جانش عجین میگردد کما این که در کلاس چهارم دبستان به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی و فضای نامناسب درس و تحصیل ، مدرسه را رها میکند.
در سال۱۳۴۱ به خدمت زیر پرچم احضار میشود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا،مورد آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار میگیرد.
سال۱۳۴۷ سال ازدواج اوست. برای این مهم خانواده ای مذهبی و روحانی را انتخاب مینماید و همین سرآغاز دیگری میشود برای انسجام مبارزات بی وقفه ی او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛همین سال اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی(مثل اصلاحات ارضی) به اوج خود میرسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده او به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد ، که این فصل نوینی را در زندگی او رقم میزند.
پس از چندی با هدفی مقدس به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته در کنار کار مشغول خواندن دروس حوزه نیز میشود. بعد ها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتن های پی در پی و شکنجه های وحشیانه ی ساواک و نیز پیروزی انقلاب اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران از این مهم باز میماند.
با شروع جنگ تحمیلی در اولین روزهای جنگ به جبهه روی می آورد که این دوران برگ زرین دیگری میشود در تاریخ زندگی او.
به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان میدهد مسئولیت های مختلفی را برعهده ی او میگذارند که آخرین مسئولیت او فرماندهی تیپ هجده جواد الائمه(سلام الله علیه) است که قبل از عملیات خیبر عهده دار آن میشود.
با همین عنوان در عملیات بدر در حالی که شکوه و فداکاری را به سرحد خود میرساند مرثیه ی سرخ شهادت را نجوا میکند.
تاریخ شهادت این سردار افتخار آفرین روز۱۳۶۳/۱۲/۲۳ میباشد که جنازه ی مطهرش با توجه به آرزوی قلبی خود او در این زمینه، مفقودالاثر میشود و روح پاکش در تاریخ۱۳۶۴/۲/۹ درشهر مقدس مشهد تشییع میگردد.

Related Photos

No related photos.

پاسخ دهید